۱۳۹۶ دوشنبه ۲۹ آبان
English
صفحه اصلی
بناهاي تاريخي
  خانه مستوفي : اين خانه از جمله بناهاي تاريخي بشرويه مي باشد كه در محله ميانده قرار گرفته است و تقريباً اعياني ترين خانه موجود در بافت بشرويه مي باشد. قدمت اين بنا به دوره قاجاريه بر مي گردد. مالك اوليه بنا مأمور جمع آوري ماليات در آن زمان بوده و مسلماً اين خانه اسم خود را از پست مالك گرفته چرا كه در شهرهاي ديگري چون شوشتر، شيراز و چند شهر ديگر خانه هايي به نام مستوفي موجود مي باشد كه مالك آنها نيز در زمان خود مأمور جمع آوري ماليات بودند.
اين خانه از سطح كوچه پايين تر ساخته شده كه چند مزيت دارد : خاك حاصل از گودبرداري در ساخت خانه مورد استفاده قرار مي گيرد ، در تابستان و زمستان هواي داخل نسبت به بيرون مطلوب تر مي باشد ، هدايت آب قنات به داخل خانه ها راحت تر امكان پذير بوده و همچنين در مقابل زلزله نسبت به خانه هاي ديگر داراي مقاومت بيشتري مي باشد.
ورودي اصلي خانه در ضلع شرقي آن قرار داشته بعد از عبور از آستانه در ورودي وارد فضاي هشتي شده كه منتهي به دو مسير بوده يك راهروي پرو پيچ و خمي كه به اندروني خانه و به حياط مركزي متصل مي شود به گونه اي كه از هشتي به هيچ عنوان ديد به داخل خانه وجود ندارد و مسير ديگر كه به حوضخانه و قسمت بيروني بنا راه دارد.
در قسمت هشتي بنا در كف فضا تورفتگي وجود دارد كه در دو طرف آن تنبوشه هاي سفالي ديده مي شود اين تورفتگي به اين منظور تعبيه شده تا شن و لاي موجود در آب قنات در اين قسمت ته نشين شده و آب تميز به داخل حوضخانه هدايت شود.
در چهار طرف حياط چهار فضا وجود دارد كه هركدام مناسب فصل خاصي بوده فضاي واقع در ضلع شمالي بنا كه بيشترين نور آفتاب را در روز ميگيرد و داراي ارتفاع كمي بوده براي فصل زمستان مورد استفاده قرار مي گرفته است. فضاي روبروي آن كه كمترين نور را مي گيرد و بيشترين ارتفاع را نسبت به ديگر فضاها دارد و همچنين داراي حوض آب و كلاه فرنگي و در سابق بادگيري نيز داشته براي تابستان استفاده مي شده است. اتاق هاي موجود در ضلع شرقي بنا در فصل پاييز از ظهر تا نزديك غروب تقريباً آفتاب نسبتاً دائمي دارد كه در پاييز معمولاً از اين فضا استفاده مي شده و اتاق هاي روبروي آن در فصل بهار مورد استفاده قرا مي گرفته است.
مطبخ اين بنا در ضلع شمال شرقي بنا واقع مي باشد كه نزديك به فضاي زمستاني تعبيه شده تا در زمستان براي ساكنين خانه كمترين مشكل براي رفت و آمد به اين فضا را داشته باشند.

مهمترين مصالح استفاده شده در اين بنا خشت خام و آجر بوده و از اندود هاي آهكي و گچي در ساخت بنا و اندود جداره ها استفاده شده است
درهاي اين بنا داراي مشبك هاي چوبي و شمسه هاي داراي شيشه هاي رنگي زيبايي مي باشد كه در قسمت اتاق پنج دري و درهاي رو به حياط و همچنين قسمت حوضخانه بنا استفاده شده است.
حوضخانه بنا داراي كاربندي هاي بسيار زيبايي مي باشد و در قسمت اتاق هاي سه دري اين بنا نيز از تزئينات رسمي بندي استفاده شده است.

 مسجد ميانده
اين بنا كه در مركز محله ميانده قرار گرفته داراي سردر زيبا با تزئينات كاربندي در وردي مي باشد. اين بنا در كنار آب انبار ، حسينيه و مدرسه علميه يكي از بناهاي مهم اين مركز محله مي باشد. در دو طرف سردر نيز دو سكو (پيرنشين) ساخته شده است. طبق كتيبه موجود در سردر بنا قدمت آن به دوره صفويه برمي گردد. اين مسجد يصورت تك ايواني ساخته شده و زمان ساخت آن نيز به قبل از اصلاح درجه قبله بر ميگردد چرا كه جهت ايوان قبله با جهت فعلي قبله چند درجه اي اختلاف دارد. احتمال اين نيز وجود دارد كه معمار بنا به منظور حداكثر استفاده از سايه در تابستان چرخش مختصري در جهت مسجد پديد آورده تا شرايط مطلوب تري براي نمازگزاران حاصل شود همچنين در ضلع جنوبي بنا سردر كوچكتري نسبت به سردر اصلي وجود دارد كه مخصوص ورود و خروج زنان مي باشد.
شبستان اين مسجد در جبهه شرقي واقع است و در پنجاه سال گذشته بخشي بدان افزوده شده. ستون هاي قطوري در اين فضا پوشش طاق و چشمه اي را نگه مي دارد.
ايوان اين بنا از شاخصترين فضاهاي اين مسجد مي باشد كه با كاربندي و شمسه هاي زيبايي پوشيده شده است همچنين آسمانه اين فضا فاقد اندود گچ بوده كه چيدمان آجر در پوشش بخوبي قابل ديدن مي باشد و بر زيبايي آن افزوده است. دور تا دور ايوان نيز كتيبه اي با خط ثلث ديده مي شود كه قسمت هاي زيادي از آن بر اثر آسيب هاي وارد آمده غير قابل خواندن مي باشد.

 حسينيه حاج علي اشرف
اين بنا نيز يكي از عناصر مهم مركز محله ميان ده مي باشد كه در ايام محرم يكي از اماكن عمده عزاداري در بشرويه مي باشد. از موارد منحصر بفرد مراسمي كه در اين حسينيه انجام مي گردد، علم گرداني مي باشد كه توسط خود حاج علي اشرف پايه گذاري شده است و هنوز به قوت خود باقيست. اين بنا اسم خود را از باني آن يعني حاج علي اشرف گرفته و قدمت آن به دوره افشاريه بر مي گردد. حاج علي اشرف باني حسينيه از بزرگان بشرويه بوده كه در سال 1116 هجري قمري ساخت اين بنا را به اتمام رسانده است.
سردر اين بنا در ضلع جنوب غربي قرار گرفته است كه داراي دو سكوي پيرنشين در دو طرف مي باشد همچنين در قسمت بالاي نغول دو طرف كتيبه اي از جنس كاشي ساخته شده است.
اين بنا بصورت هشت ضلعي ساخته شده و داراي دو ايوان تابستاني و زمستاني با كاربندي هاي زيبايي در داخل ايوان ها مي باشد همچنين دور تا دور دو ايوان بنا را رواق هايي در دو طبقه فرا گرفته كه طبقه بالا و پشت بام بنا در ايام محرم مخصوص نشستن خانم ها مي باشد. پوشش ها در قسمت رواق بصورت طاق كلنبو بوده كه در قسمت بام روي آن با آجر سنتي پوشيده شده است.
در وسط حسينيه نيز حوض آب سرپوشيده اي وجود دارد كه بصورت هشت ضلعي ساخته شده كه علاوه بر تأمين آب شرب عزاداران از سكوي آن جهت تعزيه و مداحي استفاده مي شود.
اين حسينيه همچنين داراي منبري چوبي مي باشد كه بر بدنه آن نام واقف (حاج علي اشرف) و سازنده آن و تاريخ ساخت آن ذكر شده است.

 بافت تاريخي بشرويه
بافت تاريخي بشرويه سالمترين بافت در استان هاي خراسان مي باشد كه شامل بناهايي از دوره تيموري تا اواخر پهلوي مي باشد و نمونه اي منحصر بفرد از معماري سنتي در محدوده كوير و مناطق گرم و خشك مي باشد.
بافت تاريخي بشرويه داراي 4 محله تاريخي به نامه هاي سرپل، پايين محله، ميان ده و مقري مي باشد. در گذشته دور تا دور اين محلات را بارويي فرا گرفته كه احتمالاً در دوره زنديه ساخته شده است اين بارو را در بشرويه به نام ديوار شهربند مي شناسند
ميدان اصلي شهر در نقطه تلاقي 4 محله قرار داشته كه ميداني مستطيل شكل بوده (حدود ميدان امام خميني فعلي ) و از آن معابر اصلي شهر ( معبر رقه و معبر رباطي ) جدا مي شده . در سال هاي بعد با ساخت جاده جديد طبس تعريض معابر در راسته شمالي و جنوبي صورت مي گيرد و از اهميت راسته شرقي – غربي كاسته مي شود.
در بافت تاريخي بشرويه تنوع معماري اصيل ايراني ديده مي شود كه انواع خانه هاي كوچك پيمون، بزرگ پيمون و خانه هاي چهارصفه، دو صفه و تك صفه خشت و گلي از شاخصه هاي آن مي باشد.
از ديگر شاخصه هاي معماري اين بافت بادگيرهاي يك طرفه اي مي باشد كه بر فراز خانه هاي تاريخي اين بافت ساخته شده و جهت آنها نشان از مطلوب بودن بادهاي شمال و شمال غربي در اين منطقه دارد.
معابر بشرويه در مسير قنات‌هايي كه از سمت كوههاي رقه در جريان است، شكل گرفته و مهم‌ترين آنها كوچه رباطي مي باشد كه هم اكنون نيز يكي از سالمترين معابر تاريخي شهر مي باشد از ديگر معابر تاريخي اين شهر كه هنوز هم داراي اهميت مي باشد مي توان به كوچه مهري ، كوچه مستوفي و كوچه آشتي كنان نام برد.
اين شهر هيچگاه داراي راسته بازار سرپوشيده نبوده است و بنا به اسناد تاريخي تجارت در اين شهر بدون واسطه بين بازرگان و توليد كننده به انجام مي رسيده است.

 آب انبار ميان ده
اين بنا در وسط مركز محله و در مجاورت مسجد ميان ده واقع گرديده است. اين آب‌انبار قديمي ترين بناي مركز محله مي باشد كه سال ساخت آن طبق كتيبه موجود بر بدنه بنا 976 هجري قمري مي‌باشد .آب‌انبار داراي ايوان زيبايي است كه در جهت وزش باد غالب شهر (شمال ) ساخته شده و داراي آجركاري لوزي برجسته مي‌باشد. بر فراز حوض انبار بادگيري مرتفع دو چشمه اي قرار گرفته كه اين اثر را از ساير آب انبارها متمايز ساخته است. استفاده از اين آب‌انبار با شيوه بركه‌اي و به وسيله سطل و طناب ميسر بوده كه در دوره قاجار، با ايجاد پله و پاشير، يك دسترسي تازه از پشت آن فراهم شده است. و آب آن از طريق قنات رقه تأمين مي شده است.
مصالح مورد استفاده در ساخت بنا سنگ و خشت پخته بوده كه در قسمت پوشش ايوان آب انبار آجرچيني به شيوه رومي اجرا گرديده است. در كف ايوان بنا از سنگ قلوه براي كف فرش و لبه آن نيز با آجر بصورت خرند استفاده شده است.
 عمارت پناهي
عمارت پناهي شامل دو منزل بوده كه در محله ميان ده و در دوره صفويه و تيموري ساخته شده است و در ضلع جنوبي مسجد ميان ده واقع گرديده است.
خانه دوره صفويه بصورت دو صفه اجرا گرديده است و داراي دو ايوان تابستاني و زمستاني مي باشد . در ورودي بنا كه در ضلع شمالي قرار گرفته داراي گل ميخها و كوبه هاي منحصر بفردي مي باشد كه داراي زيبايي خاصي مي باشد. از ورودي بنا ديد مستقيم به اندروني خانه وجود ندارد و بعد از گذر از راهروي پر و پيچ و خم به داخل حياط راه پيدا مي كند. اين خانه داراي سردابي بوده كه در زير ايوان تابستاني و تقريباً با ابعاد ايوان قرار گرفته، در قسمت ايوان تابستاني بادگيري وجود داشته كه باد خنك را به داخل ايوان هدايت مي نموده است در حال حاضر تنها دريچه ورود بادگير به داخل ايوان موجود مي باشد و خود بادگير تخريب شده است.
اين بنا همچنين داراي حوضخانه اي در ضلع جنوب غربي بوده كه داراي بادگير و كلاه فرنگي و حوض آب در كف فضا مي باشد.
مانند اكثر بناهاي تاريخي منطقه گرم و خشك مطبخ اين بنا نيز در مجاورت فضاهاي زمستاني واقع گرديده است.
از نظر تزئينات اين بنا تنها در قسمت كلاه فرنگي اتاق حوضخانه تزئينات مختصري ديده مي شود.
مهتابي اين بنا با توجه به ابعاد آن از موارد برجسته معماري سنتي خانه مي باشد.
خانه مجاور دوصفه كه نسبت به آن قديمي تر نيز مي باشد در دوره تيموري و به شيوه چهارصفه ساخته شده است .
سردر اين بنا بسيار زيبا و تو رفته نسبت به سطح معبر است همچنين داراي دو سكوي پير نشين و تزئينات قاب بندي و گچبري بسيار زيبايي است . كه پس از عبور از آن و گذشتن از يك راهرو ال مانند به يك حياط با پلان مربع مي رسيم كه در سمت شمالي آن دو ورودي و در قسمت غربي آن نيز يك ورودي ديده ميشود در ضلع غربي نيز تنها يك راه پله به چشم مي خورد . و در ضلع جنوبي نيز آثاري يك اتاق با تزئينات دوران تيموري به چشم مي خورد كه بنا به شواهد موجود كاربري آشپزخانه داشته است. همچنين در اين حياط و در روي پايه ها تزئينات گچبري با نقوش اسليمي به چشم مي خورد.
ورودي كه در ضلع غربي اين حياط ديده مي شود مربوط به اتاق بادگير و زيباترين اتاق اين بخش ميباشد ,يك بادگير هفت چشمه با تزئينات گچي زيبا بر فراز اين اتاق قرار گرفته كه داراي تكنولوزي ساخت جالب و در نوع خود كم نظيري است و به اين صورت است كه بر خلاف ساير بادگير ها داراي خويشخان نيست و كانال آن از داخل ديوار تعبيه شده و در كف داراي روزنه هايي است كه باعث تعديل دما و جريان هوا مي شود. اين اتاق داراي تزئينات كاربندي و گچبري با نقوش اسليمي است , همچنين داراي 13طاقچه با تزئينات قاب بندي مي باشد و پوشش آن نيز از نوع منحني مي باشد .
اتاق بادگير داراي ورودي ديگري به يك فضاي چهار صفه نيز در ضلع شمالي خود مي باشد , اين فضاي چهار صفه جزو زيباترين و بكرترين نمونه هاي معماري مسكوني دوره ي تيموري است كه در چهار طرف آن چهار قوس تيزه دار ازنوع پنج او هفت قرار گرفته كه يك پلان چليپايي را به وجود آورده است و همچنين بين هر دو قوس يك پندنتيو نيز كار شده است كه زيبايي خاصي به اين اثر بخشيده است و در بالاي قوسها نيز تزئينات گچي به چشم ميخورد.
ضلع جنوبي , اين حياط اتاق به بادگير و يك اتاق ديگر با پلان مستطيل با پوشش تخت مرتبط است كه اين اتاق مستطيل شكل داراي يك شومينه و تعداد 10طاقچه نيز ميباشد , و در ضلع يا ايوان غربي كه پوشش آن منحني است به يك اتاق بادگير ديگر متصل است كه بادگير اين اتاق دو چشمه و ساده تر است نسبت به بادگير ياد شده در فوق . پوشش در اين قسمت تخت و تعداد طاقچه ها در آن به 8 مي رسد همچنين اين اتاق به يك اتاق كوچك ديگر كه پلان آن مربع شكل و پوشش آن تخت مي باشد متصل است و تعداد طاقچه ها درآن 6 عدد مي باشد . ايوان شمالي با پوشش منحني است و به دو اتاق نيز راه دارد كه پوشش هر دوي آنها تخت مي باشد و همچنين در اين بخش به قسمت صفوي بنا متصل ميشود و در ضله شرقي يك تك اتاق قرار گرفته كه پوشش آن تخت و تعداد طاقچه هاي آن 4 عدد مي باشد.

 موزه بشرويه
خانه ملاعبدالله يكي از خانه¬هاي قديمي الگوي چهارصفه با پيمون كوچك مي¬باشد. اين خانه، با ويژگي‌هاي اصيل معماري خود، زادگاه يكي از عالمان بزرگ ايران در دوره صفوي به نام ملاعبدالله توني بشروي بوده‌است.
تهرنگ اين خانه كه يكي از الگوهاي اوليه سازماندهي را در معماري مسكوني ايران داراست، از يك مربع ساده تشكيل شده كه هر ضلع آن به سه قسمت تقسيم شده و 9 واحد فضايي از آن در آمده است.
واحد مركزي اين مربع تقسيم شده، حياط خانه است. در سمت شمال ايوان زمستاني، نور تقريباً هميشگي جنوبي را در فصول زمستان در اختيار ساكنين آن مي گذارد.
در كنار آن يك اتاق نشيمن وجود دارد كه با كاربندي زيباي خود، سقف كاذبي را در زير پوشش اصلي اتاق ايجاد كرده فضا را براي يك نشيمن و اتاق خواب زمستاني آماده كرده است. اين جبهه به طور كلي به فصل زمستان اختصاص دارد.
در مقابل آن جبهه تابستاني در جنوب قرار دارد كه ايوان آن رو به شمال داشته و هميشه در سايه قرار دارد.
در كنار آن اتاق نشيمن تابستاني يا اتاق بادگير قرار دارد. ارتفاع زياد تاق آهنگ و بادگير برفراز آن همواره هواي اتاق را مطبوع نگاه مي داشته و آن را مناسب اقامت در فصل تابستان كرده است.
ايوان هاي شرقي و غربي، ايوان هاي بهاره و پاييزه ناميده مي شوند. نواحي سايه و روشن در آنها بسته به حركت ظاهري خورشيد در طول روز مي باشد.
به نظر مي رسد كه از اين ايوان ها در فصول اعتدال استفاده مي شده است كه به نظر مي رسد با حركت ظاهري متعادل خورشيد و طول مساوي شب و روز در اين فصول بي ارتباط نباشد.
در دوره قاجاريه، دهانه ايوان غربي با ايجاد يك ديوار اسپر بسته شده و تبديل به اتاق مي شود. در ايوان شرقي نيز يك جداكننده، عمق ايوان را كم كرده و اتاقكي براي تهيه خمير نان به وجود آورده است.
مطبخ يا آشپزخانه در كنار ايوان شرقي يا بهاره قرار داشته و فعاليت هايي نظير پخت نان، ساخت غذا و ... در آن انجام مي شده است. سقف و بدنه ديوارهاي اين آشپزخانه، كاملاً سياه گرديده و حاصل ذرات چربي موجود در غذا در تركيب با دود هيزم ها بوده كه نهايتاً بافت بلوري سياه رنگي روي بدنه ها پديد آورده است. اين هيزم ها در اتاق ديگري در كنار آشپزخانه به عنوان انبار هيزم ذخيره مي شده است.
يكي ديگر از فضاها، آبريزگاه بوده است كه در گوشه اي از اتاق مخصوص نگهداري چهارپايان، تعبيه مي شده است. در زير آن اتاقي به نام بارريز بوده كه فضولات و خاكروبه و كليه مواد دفعي را در آن مي ريخته و هر هفته يا ماه تحت عنوان كود به صحرا مي برده اند.
آخرين فضا، گنجينة خانه بوده است كه در بالاي سردر ورودي بنا استقرار داشته و راه ارتباطي آن از ميانه پله هاي پشت بام بوده است. اين فضا براي نگهداري آذوقه و متاع مادي و معنوي ساكنين در زمان ناامني و آشوب و يا يورش بيگانگان در شهر بوده است. اكنون اين فضا از دست رفته و مختصر اثري از آن در پشت بام باقي مانده است.
در دوره قاجاريه برخي از فضاهاي متعلق به واحد مسكوني مجاور توسط صاحب اين خانه خريداري گرديده و به خانه ضميمه شده است.
از جمله آن ايوان تابستاني واحد مسكوني شمالي بوده است كه در پشت ايوان زمستاني اين خانه قرار داشته است. با خريداري و ضميمه كردن آن به خانه، فضايي با پوشش بلندتر در پشت ايوان زمستاني پديد آمده كه از آن به عنوان انبار مواد غذايي استفاده مي شده است كه به آن كندو مي گفته اند. مورد ديگر، انباري خانه مجاور بوده است كه خريداري و به عنوان انبار هيزم مورد استفاده اين خانه قرار گرفته است.

 خانه حاج ملا محمد تقي
اين بنا كه در نزديكي مركز محله ميان ده واقع گرديده است در كوچه اي كه به بمانه مشهور است واقع گرديده است. ورودي خانه در ضلع شرقي بنا قرار دارد كه در يك طرف آن سكوي پيرنشيني تعبيه شده است .اين خانه فاقد هشتي بوده و با ايجاد چرخش در راهرو مانع ديد مستقيم از بيرون به داخل خانه شده است.
فرم كلي ساختمان مستطيل شكل بوده و داراي يك ايوان بزرگ در ضلع جنوبي (تابستاني) و ايوان هاي كوچكي با قوس كليل در سه طرف حياط مي باشد.
در ميانه حياط حوض آبي قرار دارد كه در قديم از آب قنات تغزيه مي شده است.
ايوان جنوبي يا همان ايوان تابستاني داراي كتيبه هاي گچي همراه با تزئينات گچبري زيبايي مي باشد كه با طاق كجاوه اي پوشش شده است و همچنين داراي طاقچه هايي در سه طرف مي باشد.
در مجاورت ايوان جنوبي اتاق بادگير قرار دارد كه ورودي آن از طريق ايوان امكان پذير مي باشد بادگير تعبيه شده در اين اتاق علاوه بر سرد كردن اتاق به تلطيف هواي داخل ايوان نيز كمك مي كند.
اين خانه فاقد فضاي نشيمن زمستاني بوده و بطور كلي فضاهاي نشيمن بسيار محدود و كم بوده و بيشتر از ايوان تابستاني و اتاق مجاور آن و همچنين اتاق موجود در پشت ايوان پاييزه استفاده مي شده است.

آسياب هاي تاريخي
در مسير قديمي بشرويه به رقه كه بخشي از جاده كهن اين شهر به طبس بوده و مطابق با قنات كهني كه از كوههاي رقه به سمت دشت بشرويه ساخته شده است هفت آسياب وجود دارد كه به موازات آب زراعي بشرويه ساخته شده است در حال حاضر سه آسياب از اين تعداد فعال مي باشد. نام اين آسياب ها به ترتيب از سمت بشرويه بنام آسياب سروش ، ميرزا ، زنگي و آقا ( شيخي) و آسياب دهنه كه در مجاورت قلعه دختر واقع شده مي باشد .. 2 آسياب ديگر نيز بعد از قلعه دختر واقع است كه به آسياب ميو (رودي) و آسياب فروغ مشهور است.
وجود آسياب هاي آبي فعال يكي از نوادر ميراث فرهنگي در كشور است كه مانند آن امروزه در كمتر جايي از مناطق كويري ديده مي شود و به دلايل مختلف از جمله نبوغ تكنولوژيك بشر و آميختگي منظر و ميراث طبيعي و مصنوع، استفاده از انرژي هاي پاك كيفيت آرد و نان توليدي ، ظرفيت هاي بالايي از نظر جذب گردشگر دارا مي باشد كه در همين راستا و با تعريف منطقه نمونه گردشگري بشرويه در اين مكان برنامه ايجاد 5 باغ ايراني به همراه تأمين زير ساخت هاي لازم با آن تعريف گرديده است.
شيوه كار در آسياب هاي آبي به اين صورت بوده كه آب از طريق كانال وارد تنوره آسياب مي شده تنوره معمولاً بنا به شيب زمين داراي ارتفاع خاصي بوده كه از 5 متر شروع و به 10 متر حتي مي رسد. ارتفاع زياد تنوره باعث مي شود آب با فشار به پره هاي زير سنگ برخورد كند و حركت پره باعث چرخيدن سنگ رويين آسياب مي شود.
اين آسيابها آرد با كيفيتي توليد مي¬كنند كه توسط برخي از نانوايان سنتي استفاده مي¬شود. برخي از آنها نيز در كنار خود، تنور هم داشته¬اند كه آردهاي توليد¬شده را مستقيماً به مصرف مي¬رسانده¬است.

 مسجد جامع رقه
مسجد جامع رقه تقريباً در شرقي ترين بخش روستا واقع گرديده است. موقعيت مسجد كه در ميانه فضاي باز و دور از روستا واقع شده است، از نقل مكان روستا از پيرامون آن نشان دارد. براي اين انتقال جغرافيايي احتمالاتي چند وجود دارد. اول از همه اينكه اين انتقال به تدريج انجام گرفته و با نقل مكان مردم از رقه به بشرويه با رونق و اعتبار گرفتن بشرويه از دوران تيموري به بعد صورت گرفته است.
ظاهر و سيماي مسجد در ميانه فضاي خالي پيرامون خود، با مجموعه هاي پيچيده خود، حالت باستاني و خط آسمان متنوع خود، گوياي اهميت و اعتباري در منطقه مي باشد. اعتباري كه ما را وادار مي كند كه آن را همان مسجدي بدانيم كه ناصر خسرو از آن اين گونه نام مي برد: «چون از طبس دوازده فرسنگ بيامديم قصبه اي بود كه آن را رقه مي گويند . آبهاي روان داشت و زرع و باغ ودرخت و بارو و مسجد آدينه و مزارع تمام دارد نهم ربيع الاخر از رقه برفتيم و دوازدهم ماه به شهر تون رسيديم ميان رقه و تون بيست فرسنگ است.» مصالح و مواد به كار رفته در ساخت مسجد، از خشت خام بوده است كه بر بستر سكويي از سنگ لاشته بنا گرديده است. نماي خشتي در بيرون بنا با كاهگل و در نماهاي داخلي حياط، با اندودي به نام محلي خام آهك پوشانيده شده است. مسجد سه ايوان دارد. به جز ايوان قبله، باقي ايوان ها با تاق جناغي تيزه دار و ايوان قبله با نوعي قوس بيضي عمودي پوشيده شده است. نوع تاق در ايوان اصلي به صورت دو تاق آهنگ بزرگ در ابتدا و انتهاي آن وجود داشته و تاق گردي نيز در وسط اجرا گرديده است. اما پوشش ديگر ايوان ها با تاق آهنگ مي باشد.
تاق ايوان اصلي حدود 20 سال پيش مرمت گرديده است كه گفته مي شود كه تاق اصلي آن نيز به همين صورت بوده است.
مسجد، يك ورودي از جبهه جنوب شرقي و يك ورودي از شمال غربي دارد. هم از نظر معماري و هم به گفته اهالي ورودي اصلي مسجد از سمت شمال بوده و وجود پله هاي عريض و همچنين سردري با تاق جناغي اين حقيقت را نشان مي دهد. اما اكنون سردر جبهه جنوبي بيشتر استفاده مي شود و دليل آن نوع ارتباط راههاي منتهي شده به مسجد مي باشد.
بعد از ورودي (فعلي) يك راهرو وجود دارد كه از گوشه حياط مركزي وارد آن مي شود. در حالي كه ورودي اصلي از كنار ايوان وارد شده و اين در مساجد تك ايواني مانند مسجد جامع سرايان، مسجد ميانده، مسجد جامع ارسك و ديگر مساجد ديده مي شود كه محور فرعي ورودي عمود بر محور اصلي با يك ورودي تقريباً در كنار ايوان اصلي ايجاد مي شود.
عمده فضاهاي مسجد در جبهه غربي و در سمت شبستان مي باشد و اين نشان مي دهد كه مسجد اصلي در واقع بر اساس يك ايوان بنا گرديده است. چنان كه با توجه به گزارشات نيز ايوان هاي ديگر در دوره هاي بعدي مانند صفويه و قاجاريه الحاق گرديده است.

قلعه دختر
اين قلعه در ارتباط با سكونتگاه¬هاي كهن رقه و بشرويه شكل گرفته و دژ دفاعي اين منطقه باستاني مي¬باشد. در اين قلعه نيز مانند ديگر قلاع خراسان جنوبي توسط اسماعيليان (دوره سلجوقي تا حمله مغول) ساخت و ساز عمده¬اي صورت گرفته و اغلب ساختارهاي برجاي‌مانده، متعلق به آن دوره مي‌باشد. باقي ماندن فضاهاي متعدد از جمله دالان‌هاي عريض و مسقف، برج‌هاي مدورديده‌باني، تالارها و اتاق‌هاي وسيع و آب¬انبارها باعث شده كه قلعه دختر بشرويه بنا به نظر كارشناسان يكي از سالم‌ترين قلعه¬هاي كوهستاني استان به شمار آيد.
اين قلعه با ارتفاع تقريبي 400 متر از سطح دريا در مجاورت آسياب دهنه و تقريباً در فاصله 12 كيلومتري غرب بشرويه واقع مي باشد اين قلعه از سه طرف مشرف بر پرتگاه تقريباً غير قابل عبوري است و فقط از سمت جنوبي آن راه براي عبور سختي وجود دارد بر بالاي قلعه برجهاي متعددي وجود دارد به ارتفاع تقريبي 3 الي 4 متر با ديوارهاي به هم پيوسته كه چند محفظه و اتاقك كه به نظر محل جمع آوري آب و نزولات آسماني و سكونت بوده اطراف آن ساخته شده است.
موقعيت آن طوري انتخاب شده كه بر تمامي دشت مجاور مسلط است به طوريكه از فاصله چند كيلومتري آثار آن كاملاً مشهود است.
تاریخ به روز رسانی: 1394/06/16
تعداد بازدید: 3675
امتیازدهی
میانگین امتیازها:5 تعداد کل امتیازها:1
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به استانداری خراسان جنوبی میباشد.
Powered by DorsaPortal